درسهایی را به اشتراک میگذارم که امیدوارم مانع از تکرار برخی از اشتباهاتی شود که من مرتکب شدم!
مجموعه درسهای رهبری
توسط لری کریدر
با اینکه بیش از پنجاه سال در رهبری مسیحی خدمت کردهام، اغلب احساس ناامنی و عدم اطمینان از چگونگی رهبری مؤثر داشتهام، اما در طول مسیر چیزهایی آموختهام که میخواهم اینجا به اشتراک بگذارم. امیدوارم این درسها مانع از تکرار برخی از اشتباهاتی شود که من مرتکب شدم.
وقتی در عشق خدا مطمئن باشیم و مطمئن باشیم که خدا ما را به یک مقام رهبری خاص فراخوانده است، میتوانیم با مهربانی انتقادات را بپذیریم و از دخالت در «قلمرو» دیگر رهبران خودداری کنیم.
امنیت و اهمیت از این ناشی میشود که بدانید خدا شما را پذیرفته و دوست دارد، نه از کارهایی که انجام میدهید
نقطه شروع برای سلوک مسیحی ما، امن بودن در عشق خداست. ما جرأت نمیکنیم برای امنیت و اهمیت خود به تأیید دیگران وابسته باشیم. کتاب مقدس به ما میآموزد: «ببینید پدر چه عشق عظیمی به ما داده است تا ما فرزندان خدا خوانده شویم - و ما فرزندان خدا هستیم!» (اول یوحنا ۳:۱). تأیید ما از این واقعیت ناشی میشود که ما مورد محبت پدر آسمانی خود هستیم، همین! هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم تا او مرا بیشتر دوست داشته باشد و هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم تا او مرا کمتر دوست داشته باشد. من مورد محبت پدر آسمانیام هستم، و شما نیز همینطور.
خیلی آسان است که ناخودآگاه به جای اینکه برای عشق و تأیید خداوند به او تکیه کنیم، به دنبال تأیید مردم باشیم. اهمیت و امنیت ما باید فقط از جانب خداوند باشد، نه از تأیید دیگران.
الهامی که بیشترین تأثیر را در زندگی من داشته است، از یک آهنگ کودکانه رایج ناشی میشود: «من این را میدانم که عیسی مرا دوست دارد، زیرا کتاب مقدس این را به من میگوید.» این بسیار ساده، اما بسیار عمیق است!
بدانید که توسط خدا فراخوانده شدهاید، نه توسط انسان
ما باید بدانیم که خداوند ما را برای خدمت در هر زمینه خاصی از رهبری فراخوانده است. در غیر این صورت، اگر کسی بتواند ما را بر اساس ترغیب انسانی به رهبری ترغیب کند، شخص دیگری میتواند ما را از این کار منصرف کند. پولس رسول توضیح میدهد: «آیا اکنون در تلاش برای جلب رضایت مردم هستم یا خدا؟ یا در تلاش برای جلب رضایت مردم؟ اگر هنوز در تلاش برای جلب رضایت مردم بودم، خادم مسیح نمیبودم.» (غلاطیان ۱:۱۰)
بدیهی است که رهبران و مربیانی که خداوند در زندگی ما قرار داده است، میتوانند به ما در یافتن بهترین جایگاه رهبری برای خود کمک کنند. اما نکته اصلی این است: ما باید در قلبهایمان آرامش داشته باشیم و بدانیم که خداوند ما را برای خدمت در نقش رهبری که در آن هستیم، فراخوانده است. و به یاد داشته باشید، ما همچنین باید زمانبندی خداوند را درک کنیم. ممکن است ما برای یک دوره کوتاه یا ممکن است برای یک دوره طولانیتر فراخوانده شویم تا در یک حوزه رهبری باشیم.
اگر متقاعد نشده باشیم که خداوند ما را به عرصه رهبری فراخوانده است، ممکن است در هاله ای از شک و ناامنی زندگی کنیم. اما اگر بدانیم که خداوند ما را به این نقش رهبری فراخوانده است، در مواجهه با دوران سخت، به تلاش خود ادامه خواهیم داد. ما میدانیم که خداوند ما را فراخوانده است و او همچنان ما را به سوی آینده هدایت خواهد کرد.
سالها پیش، نزدیک بود از سمت کشیش ارشد کلیسایمان استعفا دهم. تنها چیزی که باعث شد به کارم ادامه دهم این بود که میدانستم خدا مرا فراخوانده است. حالا که سالها بعد به گذشته نگاه میکنم، از خداوند به خاطر لطفی که به من کرد تا تسلیم نشوم، بسیار سپاسگزارم. چون محکم ایستادم، نعمتهای بزرگی به دنبال داشت. گاهی اوقات بزرگترین عمل ما در جنگ معنوی، تسلیم نشدن است.
از حوزه خدمتی که خدا به شما داده است، آگاه باشید
رهبری که دعوت خدا را میپذیرد، همچنین تصدیق میکند که خدا او را به یک حوزه یا زمینه خاص رهبری منصوب کرده است. آن رهبر هنگام رهبری در آن حوزه خدادادی، اعتماد به نفس خواهد داشت. پولس در دوم قرنتیان ۱۰:۱۳ توضیح میدهد: «اما ما بیش از حد مجاز فخر نخواهیم کرد، بلکه فخر خود را به حوزه خدمتی که خدا به ما محول کرده است، محدود خواهیم کرد.»
خداوند به شما فیض میدهد تا حوزهی الهی خود را رهبری کنید. رهبران سالم از دخالت در حوزههایی که خداوند دیگران را برای رهبری آنها فراخوانده است، خودداری میکنند. هر زمان که من در کلیسایی که شبانی آن را بر عهده ندارم، محل کسب و کار، خانهی کسی یا ملت دیگری شرکت میکنم، عمداً به رهبری در آن حوزه احترام میگذارم.
خداوند به هر یک از ما به خاطر حوزه رهبری خدادادیمان که به ما محول کرده است، لطف (لطف و انرژی الهی) عطا میکند. ما مسئول چگونگی رهبری دیگران در حوزههایشان نیستیم، اما مسئول حوزه یا حوزههایی هستیم که خداوند برای رهبری به ما داده است.
ما نیازی نداریم که با نحوهی رهبری دیگران در زمینهای خدادادیشان موافق باشیم. آنها در قبال نحوهی رهبری خود در برابر خدا مسئول هستند. پولس رسول زمانی گفت: «تو کیستی که در مورد بندهی دیگری قضاوت میکنی؟ بندگان برای ارباب خود پایدارند یا سقوط میکنند. و آنها پایدار خواهند ماند، زیرا خداوند قادر است آنها را پایدار کند» (رومیان ۱۴:۴).
بدانید که انتقاد و تعارض بخشی از دوره رهبری هستند
بدون درک واضح از رسالت، ممکن است یک رهبر به راحتی در مواجهه با انتقاد دلسرد و حتی خشمگین شود. با این حال، امنیت در خداوند به ما به عنوان رهبر قدرت میدهد تا با مهربانی انتقادات مختلفی را که بر سر راهمان قرار میگیرد بپذیریم و با دعا تشخیص دهیم.
شخصی زمانی به من گفت که دو نوع خدمت در پیشگاه تخت خدا وجود دارد: خدمت شفاعت عیسی و «خدمت» اتهامزنی شیطان. همین دو «خدمت» را میتوان در کلیسا یافت. ما به عنوان رهبر، باید خدمت شفاعت عیسی را به دیگران نیز تعمیم دهیم و یاد بگیریم که چگونه با اتهاماتی که ممکن است علیه ما مطرح شود، برخورد کنیم.
وقتی مورد انتقاد یا اتهام قرار میگیرم، سه انتخاب دارم. میتوانم به سادگی آن انتقاد را نادیده بگیرم و کل آن را دور بریزم و دیگر هرگز به آن فکر نکنم. یا میتوانم روی آن مکث کنم، دوباره آن را تکرار کنم، پاسخی برای آن بیاورم و حتی علناً از خودم دفاع کنم. سومین واکنش ممکن این است که انتقاد را بررسی کنم، حاضر باشم یک درصد یا پنج درصد درست را کشف و تصدیق کنم و از آن به عنوان انگیزهای برای تغییر و بهبود استفاده کنم. من طرفدار رویکرد آخر هستم.
ما باید حتی در انتقادهای ناسالم و بیاساسی که به عنوان رهبر دریافت میکنیم، به دنبال ذرهای از حقیقت باشیم. تجربه من این بوده است که حتی وقتی انتقادی دریافت میکنم که آشکارا پر از اتهامات دروغین و مزخرف است، اغلب یک عنصر حقیقت نهفته در آن وجود دارد که باید با آن برخورد کنم. خداوند عناصر معتبر در انتقاد یا اتهام را به ما نشان خواهد داد، به شرطی که قلبهایمان را به روی او بگشاییم.
وقتی چیزی که به آن اعتقاد راسخ داریم به چالش کشیده میشود یا اگر موقعیتی به نتیجهای متفاوت از آنچه انتظار داشتیم منجر شود، احساس رنجش بسیار آسان میشود. با این حال، ما باید در برابر رنجش مقاوم باشیم، زیرا رنجش بر پایه نبخشیدن است. امثال ۱۸:۱۹ میگوید: «برادر رنجیده از شهری مستحکم سرکشتر است، و اختلافات مانند دروازههای قفلشدهی قلعه است.» رنجش به شیطان اجازه میدهد تا بر اساس نبخشیدن، دژی در اطراف ما بسازد. از آن دژ، شیطان میتواند تلاش کند تا ما را از بدن مسیح جدا کند و ما را به گناه بکشاند.
در مواقع مختلف در کتاب مقدس، دعا و بخشش با هم ترکیب شدهاند. برای مثال، این را در متی ۶: ۹-۱۵ و مرقس ۱۱: ۲۴-۲۶ میبینیم. بخشیدن دیگران برای حفظ یک رابطه سالم و صمیمی با عیسی بسیار مهم است. اینگونه است که ما از خطا مصون میمانیم! وقتی به صلیب نگاه میکنیم، هیچ چیز دیگری مهم نیست. بخشیدن کسی به این معنی نیست که کاری که انجام داده یا گفته درست بوده است. ممکن است اشتباه بوده باشد. اما ما میبخشیم تا از ریشه گرفتن خطا در زندگیمان جلوگیری کنیم.
اگر به ناحق متهم یا مورد انتقاد قرار گرفتیم، باید بخشش را گسترش دهیم. حقیقت پیروز خواهد شد. نیازی نیست از خود دفاع کنیم. در عوض، باید بر خداوند تمرکز کنیم. او حقانیت را ثابت خواهد کرد.
قسمت دوم به زودی
اصول رهبری عهد جدید را بیشتر بیاموزید
لری کرایدر و یک تیم باتجربه، اصول ارزشمندی را به اشتراک میگذارند. MORE اینجا